سالها پیش که به تاتر شهر رفته بودم دوبار و به فاصله زمانی کوتاه پشت تاتر شهر مقابل پارک دیدمش که بروی پلکانی مقابل یک ساختمان نشسته بود . با قامتی بلند و لاغر اندام ، لباسی چسبان ، ابروهای تمیز شده و نیمچه آرایشی ، پسری با ظاهر دخترانه !
در آن زمان نگاه کنجکاوم ثانیه هائی بر او خیره ماند و آنقدر برایم عجیب و غریب بود که انگار موجود زنده ای را می بینم که از مریخ برای دیدار زمینی ها آمده است .
اما به مرور زمان نگاهم به آنان تغییر کرد . نزدیک بودن فرزند یکی از دوستانم در یک مقطع زمانی کوتاه مدت کمی کمک کرد به این مسئله واقع بینانه تر نگاه کنم .
در مسافرتی که به یکی از کشورهای آسیای شرقی داشتم به وفور به چشم می خوردند اما هرگز به خود اجازه نمی دادم که با سوالی کنجکاوی خود را نسبت به موجودیتشان بروز دهم .
بعد از گذشت زمانی متوجه شده ام که انسانهائی هستند با روحی بزرگ و با رنجهای بسیار بزرگ . نه تنها همواره باجامعه ی خود ، در هر کجای دنیا که باشد مشکل داشته بلکه با خود و هویت خود نیز دچار مشکل میباشند حتی پس از تغییر جنسیت کامل و تغییر هویت خود از دختر به پسر و یا برعکس باز از مشکلات روحی و روانی آنان کاسته نمی شود . در ارتباط با انتخاب پارتنر مراحل بسیار دشواری را باید پشت سر بگذارند و برای رسیدن به مرحله ازدواج نیز شدید تر و بحرانی تر .
از دید من اینان انسانهای بزرگی هستند بسیار احساسی و مهربان که اگر از نظر فیزیولوژیک نگاه کنیم سیستم و ساختار بدنی آنان و از دید دیگر دست تقدیر زندگیشان را اینگونه رقم زده است .
سلام . به مسئله مهمی اشاره فرموده اید . می دانم که پرداختن به این موضوع در یک پست وبلاگ دشوار است و از حوصله ی خوانندگان فراتر . ولی همین قدر که جرقه ای در ذهن ها زده می شود تا توجه ها به موضوعی معطوف شده و علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر به سراغ سایتهای مرتبط و کتابها و مقالات و پایان نامه ها بروند جای شکر دارد .
رب زدنی علما .
سلام
متاسفانه بیشتر سایت ها در این خصوص فیلتر شده است و برای باز کردن به فیلتر شکن نیاز است اما ویکیپدیا شرح مختصر و مفیدی در این رابطه دارد.
سلام
مدتهاست که نگاه علمی و واقعی به پدیده های انسانی در کشور ما رخت بر بسته است . چند سال پیش وقتی نیروی انتظامی در پارک دانشجو تعدادی از بچه های دوجنسیتی را دستگیر کرد عینا دیدم که نگاه انسانی به این جوانان وجود ندارد . البته در کشور ما فقط دو جنسیتی ها نیستند که با این دردها روبرویند . مشکل همجنسگرایان هم در این مملکت به یک درد بی درمان تبدیل شده است . من متعجبم چرا جامعه پزشکی کشور پا پیش نمی نهد و بگوید که همجنسگرایی ریشه علمی و فیزیولوژیکی دارد و اینها مستحق برخورد و مجازات نیستند
سلام
وقتی حتی خانواده های آنان قدرت پذیرش واقعیت را ندارند . از جامعه ی بزرگتر چه انتظاری میشود داشت . در رابطه با فرزند یکی از دوستان من حداقل من شاهد بودم که زمان زیادی برد تا برای خانواده توجیح شود صادقانه بگویم حتی وقتی دوستم مرا نیز در جریان گذاشت کمی شوک شدم ولی به مرور زمان این مسئله قابل هضم شد .
الان می توانم بگویم برایم قابل احترام هستند و شاید یکی از دلایلی که این پست را گذاشتم همین بود که دین خود را یک جوری ادا کرده باشم .
ممنون از نظر خوب و دید روشنتان به این قضیه .
سلام
نمیای بازی؟
دیشب صدام و گذاشته بودم ملت دق کردن
برداشتم
سلام
متاسفم که نبودم
یک رفلکس نسبت به شرایط است که ترحم ندارد. فیزیولوژی جهنده و عکس عمل تهاجی به وضعیت
انکار هویت بهر شکل وتحت پوشش هرنام نیازمند توجه برای پیشرفت علم واصلاح موانعست
لینکت کردم تا نتونی فرار کنی
آخه پیوندها رو قایم کردم جز چندتا که باید بمونه والا سرمو میره
مرسی فیروزه جان
خوب ازش عکس بگیر
البته اگه دوس داری
باشه ! حتما؛
سلام .متاسفانه شناخت کمی در موردش وجود داره .واغلب کسانی که این مشکل رو دارن شاید خودشون هم اطلاعات درستی نداشته باشن وبا مسئل رنج آوری روبرو می شن .چقدر خوبه که به مورد اشاره کردین .
سلام . ممنون زهرا جان
سلام
با نوشته ای از استاد عزیزم دعوتت می کنم
با امتنان
(بعد دعوت دوستانم میام نظر میدم درمورد کامنتتون
سلام ودرود
سالها پیش که در پامنار ودر چاپخانه علمی کار می کردم عصر ها گاهی از پارک شهر رد می شدم. قسمتی از پلرک متعلق به این گروه بود. آن روزها خیلی نظرم را جلب می کردند.حرکات جالبی داشتند مدام یک آینه دستشان بود و خودرا آرایش می کردند و گاهی به سبکی دخترانه پسرها را به خود می خواندند وناز عشوه می آمدند.در کل رفتاری چندش آور داشتند.لا اقل از نظر ما. بعدها در پارک دانشجو هم سر و کله شان پیدا شد.
سلام
نمی دونستم پارک دانشجو پاتوقشان بوده ...
ممنونم
یادمه چند سال پیش توی یاهو با یکی از این موردا دوست شدم..و در همون اوایل خودشو از من پنهون می کرد نه از ظاهرش بلکه از نگاه دلسوزی های یکه شاید من بهش کنم و با اینکه بیش از د جلسه دوستی مون توی چت طول نکشید اما فهمیدم این ادما چه دنیای پری دارند و از خدای خود می پرسند چرا من ! چرا من بایستی اینطوری باشم و همیشه بی جوابن از سوالشون!
...
سلام پرنیان عزیز...
اره قلم دکتر واقعا زیباست و این قلمش همونطور گفتم بی شباهت به توتم من نیست
سلام
ممنونم از نظرت .
کاش تمام مشکل هویتی به همین خلاصه می شد
هویت گمشده درد بی درمانی ست که متاسفانه بسیاری را به خود مبتلا کرده است و به این مشکل محدود نمی شود
خداوند تمام بیماران روانی و بدنی را درمان نماید ان شاء الله
فکر می کنم درک می کنم چی می گین . ممنون
با سلام
اگر چه من هم متن های مطول را برای پست های شما نمی پسندم ولی چه کنم که مطالب شما و موضوعاتی که انتخاب می کنید مرا ناگزیر به ارسال این متن ها می نماید و بناچار و برای اینکه زیاد اسباب زحمت یاران و دوستان نگردد در دو یا سه بخش تقدیم می کنم
سالها از زمان صدور حکم تاریخی حضرت امام خمینی (ره)، مبنی بر مجاز بودن عمل تغییر جنسیت میگذرد و در این مدت علاوه بر بیماران دو جنسی (هرموفرودیت), صدها بیمار تراجنسیتی (ترانسکشوال) نیز توانستهاند با حمایت شرع و قانون، تحت عمل تغییر جنسیت قرار می گیرند
بیماری تراجنسیتی یا ترنسکشوالیسم، به نوعی اختلال جنسیتی گفته میشود که در آن جنسیت جسمی بیمار با جنسیت روحی او در تضاد است و شخص از پذیرش جنسیت ظاهری خود به شدت ناراضی است.
افراد تراجنسیتی (ترانسکشوال) از زمانی که خود را میشناسند, قویاً احساس میکنند که به جنسی مخالف تعلق دارند و در قالب جسمی اشتباه به دنیا آمدهاند.
شیوع این پدیده نادر در جنس مذکر بیشتر از جنس مونث است، به طوری که طبق آمار منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی, از هر صد هزار پسر متولد شده یک نفر و از هر چهارصد هزار دختر متولد شده یک نفر، دارای این اختلال هستند.
بر اساس آمارهای موجود در سطح جهان, بین 40 تا 60 درصد از این بیماران به دلیل فشار ناشی از تضاد جسم و روح خود, دست به خودکشی میزنند و بقیه بیماران نیز یا در صورت امکان تغییر جنسیت میدهند و یا به انواع بیماریهای روانی، از جمله افسردگیهای شدید مبتلا میشوند.
بدین ترتیب پسربچههای تراجنسیتی گرایش به انجام بازیهای دخترانه دارند, از پوشیدن لباسهای پسرانه متنفرند و رفتاری دخترانه را از خود بروز میدهند. دختربچههای تراجنسیتی نیز حرکات و رفتارهای پسرانه دارند و از انجام کارها و بازیهای دخترانه امتناع میکنند
با بالاتر رفتن سن تراجنسیتیها و ورود آنها به مدرسه و اجتماع, این بحرانها بسیار مخربتر میشوند و در دوران بلوغ و رسیدن به تضادهای خاص این برهه, آسیبهای ناشی از بیماری به اوج خود میرسند. به طوری که پس از سنین بلوغ، بیشتر این بیماران یا خودکشی میکنند و یا به انواع بیماریهای حاد روانی, دچار میشود.
در این میان، با توجه به حاکم بودن فرهنگ مردسالاری و انتظاراتی که در جامعه از پسران میرود, فشارهای وارد بر پسران تراجنسیتی بسیار بیشتر است و این بیماران به خاطر فشارها و تضادهای سنگین ناشی از نارضایتی شدید از جنسیت خود و فشار و آزار خانواده اجتماع, دچار آسیبهای شدیدتری میشوند.
بیماری تراجنسیتی تا اوایل قرن بیستم از لحاظ علمی تعریف نشده بود و پزشکان و روانپزشکان, آنرا در ردیف همجنسگرایی طبقهبندی میکردند؛ اما تحقیقات بیشتر نشان داد که تراجنسیتیها با وجود گرایش جنسی و عاطفی به جنس موافق و عدم گرایش جنسی به جنس مخالف, با همجنسگرایی تفاوت عمدهای دارند.
تفاوت این دو گروه نیز در این است که همجنسگرایان از جنسیت خود رضایت کامل دارند، در حالی که مشکل اصلی تراجنسیتیها جنسیت متضاد آنها است
سلام
من خیلی هم از شما سپاسگزارم که این همه لطف دارین .
مفید بود و خواندنی ... خیلی ممنون .
بخش دوم و پایانی
سرگشتگی در میان دو جنس مخالف، نه پسر و نه دختر بودن، تنها در برزخ میان دو جنس مخالف نیست، بلکه زندگی اندوهبار در دنیای خاکستری است که افراد نادان، گرفتاران این وادی برزخی را با همه بیگناهی، سزاوار عقوبتهای دوزخی میدانند.
برخی از آنان از خانوادهها رانده میشوند، عدهیی از تیغ زهرآگین نگاه دیگران میگریزند و در سرگردانی و بیسروسامانی به راههای ناصواب کشانده میشوند
عمل جراحی برای رسیدن به یک هویت جدید و مستقل هزینه فراوان دارد و دو جنسیهایی هم که تن به جراحی میدهند، بیآنکه تحت مراقبتها و راهنماییهای روانشناسی قرار گیرند، در سازگاری با هویت تازه، دچار مشکلات روانی میشوند. دختران و پسرانی که سالیانی با هویت کاذب زندگی کردهاند، در کنار آمدن با جنس حقیقی خود، کمتر از دو جنسیها دچار مشکلات و عوارض روانی و شخصیتی نمیشوند.
جوانی تک پسر خانواده بود و پدرش عقیده داشت این جوان باید ادامه دهنده نسل او باشد و نام و نشان خانوادگی را زنده نگهدارد. برای این تک پسر زنی گرفت تا پسری به دنیا بیاورد و این نوه ادامه دهنده نسل او باشد.
عروسش باردار شد و برخلاف تصور او، دختری به دنیا آورد. به دستور پدربزرگ، برای این کودک، در شناسنامه نامی پسرانه انتخاب کردند و لباس پسرانه برتنش پوشاندند. پدربزرگ، او را در نوجوانی با شکل و قیافه پسرانه به کلاس کاراته فرستاد و حالا این دختر از پوشیدن لباس دخترانه و معاشرت با هم جنسهای خود گریزان است و از رفتن به مدرسه دخترانه وحشت دارد. اکنون این دختر که شخصیتی پسرانه یافته، تحت معالجه روانپزشکان قرار گرفته تا از این برزخ روانی و سردرگمی میان دو جنس مخالف نجات پیدا کند.
پوریا 20 سال است که با روحیه زنانه در بدن یک مرد زندگی میکند. زمانی که او کودکی کم سن و سال بود دوست داشت لباسهای دخترانه بپوشد و از لوازم آرایش استفاده کند، اما زمانی که بزرگ شد شرایط برایش سختتر شد. او میگوید: من دوست داشتم آرایش کنم، ولی مجبور بودم این کار را در خفا و دور از چشم دیگران انجام دهم. او اکنون میخواهد جنسیتش را تغییر دهد، البته اگر بتواند هزینه عمل 10 میلیون تومانیاش را بپردازد. اگر خانوا
دهاش از لحاظ مالی او را کمک نکند، قصد دارد یکی از کلیههایش را بفروشد.
پوریا میگوید: من با یک کلیه هم میتوانم زندگی کنم، اما در این شرایط زندگی برایم امکانپذیر نیست
اسم دوجنسی اغلب برای مردم اینطور تلقی میشود که هرکس انحراف اخلاقی دارد دو جنسی است، اما اینطور نیست. درست است که شرایط اجتماع باعث شده برخی از دو جنسی ها برای تامین پول داروها و ویزیت گران دکترهای متخصا، مجبور به کارهای خلاف شوند اما بیشتر آنها از این وضعیت راضی نیستند
تعداد کم پزشکان جراح در این زمینه و همچنین سخت و مشکل بودن تغییر جنسیت موجب میشود که زمان اعمال جراحیها برای تغییر هویت از مرد به زن بودن و بالعکس افزایش یابد به طوری که گاهی ممکن است این تغییرات دو یا سه سال طول بکشد و در حال حاضر سیصد دوجنسی در ایران نیاز به عمل جراحی برای تغییر هویت دارند
رقم کمک هزینهای سازمان بهزیستی برای اعمال جراحی به TSها (دوجنسیها) را چهار میلیون تومان خواند و عنوان کرد: مجموع اعتبارات بهزیستی در سال 84 مربوط به این افراد برای انجام عمل جراحی، 25 میلیون تومان، در سال گذشته با ده برابر افزایش 250 میلیون تومان و امسال نیز با افزایش ده درصدی روبرو بوده است اما با توجه به هزینه بالای اینگونه اعمال جراحی مسلما این اعتبارات پاسخگوی نیازهای سازمان بهزیستی نخواهد بود.
گفتنی است یکی از معضلهای اجتماعی، چندگانگی شخصیتی در این افراد است که برای خود آنها نیز مشکلات فراوانی را به همراه دارد. افرادی که مایل باشند، بهزیستی به آنها برگهای مبنی بر تحت درمان بودن آنها میدهد اما تا زمانی که حکم قاضی و مراحل قانونی طی نشود نمیتوان برای آن دسته از افراد کارت شناسایی خاصی صادر کرد اما اگر این افراد در مواجه با نیروی انتظامی برای اینکه ثابت کنند دچار TS هستند با مشکل مواجه شوند بهزیستی برگهای را برای شناسایی آنها به نیروی انتظامی ارائه میدهد.
ولی در پایان باید خاطرنشان شد حمایت از افراد TS (دوجنسیتی) وظیفه تمام سازمانهای ذیربط است و سازمان بهزیستی به تنهایی نمیتواند این کار را انجام دهد
***********************************************
و مرسی که باعث شدید که من هم به مطالعه و تحقیق در باره این عزیزان بپردازم و نسبت به آنها شناخت پیدا کنم - مسافر
*****************************************
منابع :
http://forum.rayanet.com/showthread.php?http://dojensiha.blogfa.com/t=3240
خیلی عالی بود ممنون .
سلام
(گل)
ممنون
سلام
(گل)
در این کشور مردم فقط می توانند راحت در باره ی خوردن و پوشیدن حرف بزنند.اگر توجه کنیم حتی صحبت راجع به توالت رفتن و مشکلات روده ای باعث شرمندگی ی انسان است .یسیاری از دختران ایرانی مشکل عفونت مثانه را دارند که حتی از بروز آن به نزدیک ترین فرد خانواده خودداری می کنند.چه برسد به مطالبی در زمینه ی سکس و اطلاعاتی راجع به هم جنس گرایی.و دو جنسیتی بودن.دوست دبیرستانی ی من که در ضمن کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه هم بود دو جنسیتی بود.یادمه که خود من چقدر از اینکه صورتش و دست هایش پوشیده از مو بود متعجب بودم همیشه غمگین بود.البته تغییر جنسیت داد و پسر شد ودیگه خبری از او ندارم.خلاصه می کنم .این افراد نه تنها تبهکار نیستند بلکه خیلی مورد ظلم قرار می گیرند.در آنها میلی وغریزه ای نهفته شده که بنا به خواسته ی خودشان نبوده است.خودشان هم این حالت را دوست ندارند.ولی این جامعه پیوسته همه چیز را کتمان می کند.این هم از همان موارد است.باید نگاهی واقع بینانه به این مسئله داشت.
مرسی عزیزم
سلام پرنیان عزیز .
من بالاخره امروز تونستم عکس پست قبلی رو ببینم !
نمیدونم چرا دیر باز میشه؟
------------------------------------
من هم در طول زندگیم به چند مورد این طوری برخورد کردم و به قول شما انسانهایی هستند که دچار مشکل هویت شدند .
اتفاقا دورانی که تحصیل میکردم یک مورد بود که همچین مشکلی رو داشت ...از همکلاسیان شنیده بودم که به دلیل های مختلفی از عمل کردن وحشت داره !
واقعا باید جامعه فکری به حال این افراد بکنه تا اونها هم از حق طبیعی خودشون (زندگی ) بهره ببرند .
سلام
نمی دونم عکسها چرا باز نمی شن !
میدونم که عمل جراحی آن بسیار سنگینه و احتمالا خودشون نمی دونند بعد از جراحی آیا می تونند با این وضع جدید کنار بیان یا نه ! شاید این طور باشه .
خیلی خوشحالم که میبینم کسانی هستند که اینگونه فکر کنند ... هر وقت بحث بر سر این ادم ها میشد من میدیدم که مردم اطرافم چه نگاه بد و زننده ای نسبت به اینها دارن اما همیشه ازشون دفاع می کردم چون که مثل خودت فکر می کنم که این انتخاب خود انها نبوده ...
و من هم خیلی خوشحالم که می بینم دوستان وبلاگیم اینقدر دید بازی دارند نسبت به این موضوع
من هم در آن مکان بارها با چنین آدمهایی برخورد کرده ام و همین حس تو را داشتم ...
چند وقت پیش یه مستند در مورد تی اس ها تو ایران می دیدم که بسیار دردناک بود واقعا
دیدم یک مستند ایرانی و به گفته ی تو ... دردناک